تجربه کاربری · مهارت‌های فردی

با این مهارت‌ها به یک متخصص UX حرفه‌ای تبدیل شوید

تا ۵ سال پیش افراد کمی بودند که اطلاعات دقیقی از واژه UX داشتند. با گذر زمان و مطرح شدن بیشتر UX در داخل جامع استارت‌آپی ایران میشه گفت تخصص UX به یک موقعیت شغلی لوکس تبدیل شد و فقط بعضی از شرکت‌ها یا استارت‌آپ‌های بزرگ، از اون استفاده کردند. این فرآیند پیشرفت خودش رو ادامه داد تا جایی که الان می‌شه گفت تقریبا هر شرکت فعال در حوزه وب یک متخصص UX داخل تیم‌ش داره.
خب طی این سال‌ها، مباحث مختلفی در مورد توانایی‌های مورد نیاز یک متخصص UX مطرح شد اما با بیشتر شدن اهمیت این جایگاه شغلی، نیازِ که نگاه دقیق‌تری بهش داشته باشیم. به صورت کلی توانایی‌های هر کسی رو در کار به ۲ قسمت می‌شه تقسیم کرد:

Hard Skills: شامل تخصص‌ها و فنونی هستند که شما برای انجام یک کار به اون‌ها نیاز دارید. شما می‌تونید این تخصص‌ها رو طی دوره‌های آموزشی یاد بگیرید. مثل طراحی، تست کاربردپذیری، کاربرپژوهی، شناخت اصول طراحی، همه این‌ها از Hard Skill های یک متخصص UX هستند.

Soft Skills: اما پیدا کردن مهارت در Hard Skill ها تنها قسمتی از کار شماست. شما با داشتن اون‌ها می‌تونید کار پیدا کنید، اما برای تبدیل شدن به یک حرفه‌ای نیاز دارید تا توانایی‌های دیگه‌ای هم داشته باشید. یعنی Soft Skill ها!
Soft Skill ها مهارت‌هایی هستند که بیشتر در کار تیمی به کمک ما میان. شما هیچ وقت تنها کار نمی‌کنید، شما داخل یک تیم حضور دارید و نیازِ تا برای ارتباط برقرار کردن با دیگران این نوع مهارت‌ها رو داشته باشید. این نوع مهارت‌ها بیشتر شخصیتی هستند و کیفیت‌شون به نوعی ریشه در سابقه‌ی کاری شما داره.

بهترین تمرین برای افزایش کیفیت این نوع مهارت‌ها اینه که از دایره‌ی راحتی (Comfort Zone) خودتون خارج بشید تا شرایط جدیدی رو درک کنید و برای تعامل و ارتباط باهاش آماده بشید.

از مهمترین Soft Skill های یک متخصص UX می‌شه به این موارد اشاره کرد:

Empathy: توانایی درک و به اشتراک‌گذاری احساسات دیگرانِ، و یکی از مشخصه‌های اصلی یک متخصص UX. به نوعی شما باید خودتون رو جای کاربران‌تون قرار بدید و از دید اون‌ها دنیا رو ببنید. در واقع شما نمی‌تونید یک محصول خوب رو بدون شناخت از کاربران‌تون بسازید و نمی‌تونید بدون Empathy به شناخت کاملی از کاربران‌تون برسید.

یک شنونده خوب باشید: ما به عنوان یک متخصص UX، در داخل تیم با افراد زیادی کار می‌کنیم. در گفتگو‌ها همیشه یک شنونده خوب باشید، این بدین معنی نیست که فقط گوش کنید، بلکه درک خودتون رو از صحبت‌های طرف مقابل بهش منتقل کنید. اینطوریه که مطمئن می‌شید منظور طرف مقابل رو به درستی فهمیدید. و اگر اشتباهی رخ داده باشه تصحیح می‌شه.

داستان‌گویی و شرح اتفاق‌ها: طراحی، دیاگرام یا سنارویو، خروجی کار شما هر چه که باشه، باز هم نمی‌تونه تمام اون چیزی که شما تو ذهن‌تون داشتید رو بیان کنه. شروع به شرح ماجرا کنید و داستان تعریف کنید. بذارید دیگران با خروجی کار شما ارتباط نزدیک‌تری برقرار کنند، شما محصول رو برای خودتون طراحی نمی‌کنید و نیاز دارید تا از خروجی کار خودتون دفاع کنید.

نقدپذیری و انتقاد: همون‌طور که باید از خروجی کارتون دفاع کنید به همون اندازه باید پذیرای نقد دیگران هم باشید. در اکثر اوقات فردی که خروجی کار شما رو نقد می‌کنه ممکن دید کاملی به نحوه کار و روش شما نداشته باشه. ولی دونستن همین موضوع و جبهه نگرفتن در مقابل‌ش، می‌تونه کمکتون کنه تا جنبه‌هایی از کار که از دید شما مخفی مونده رو بتونید ببنید.

این مطلب قسمتی از ارائه من در دومین همایش تجربه کاربری شیراز بود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *